جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
هر جایی استاد اقامت میکنند، محیط اطراف هماهنگ و آرام میشود، گویی نسیم ملایم بهاری آن را نوازش کرده است. زیر آفتاب طلایی، غنچههای سربهزیر آمادهاند تا رو به نور گشوده شوند و کاکتوسها از گرما به وجد میآیند؛ گویی داستانهای عاشقانه در گوش یکدیگر زمزمه میکنند و راز دلشان را با هم در میان میگذارند.
نقاشیهای بزرگ گنجینههای ارزشمند جهان هستند. هر حرکت قلممو، تاریخ، فرهنگ، احساس و حتی برکات را ثبت میکند، تجربهٔ روح را از گذشته، حال و آینده غنا میبخشد، بیآنکه آنها را بهصورت فیزیکی از سر بگذراند. در مقام آموزگار معنوی و هنرمندی نامدار در جهان، استاد اعظم چینگ های (وگان)، ما را نهتنها با راهنمایی معنوی، بلکه با آثار هنری خارقالعاده تعالی میبخشند.امروز در 'نگارخانهٔ هنری بهشت' ساختۀ استاد اعظم چینگ های (وگان) قدم میزنیم. آثار هنری استاد، زیبایی بهشت را بهتمامی به نمایش میگذارند، برکات را به جهان میآورند و آفرینش سماوی سرای بهشتی را به یاد میآورند.Master: شاید وقتی بینندهای لحظهای از کنار نقاشی من میگذرد، شرارهٔ معنویت درون را به یاد آورد. این همان هالهای است که نقاشی یا اثر هنری من با خود دارد. اما باید به یاد داشته باشیم این نوع هنر سماوی نیز تنها نسخهای از آفرینش حقیقی سماوی سرای بهشتی است.f1: ارزش این آثار هنری از بازنمایی متعارف روحیات هنرمند فراتر میرود. زیبایی بکر روح را خلاقیت نقاشیهای ایشان بیدار میکند و پیام زندگی وگان، یعنی سبک زندگی صلحآمیز را بر دل حک میکند.f2: نمیدانم فقط من اینطور هستم یا نه، اما وقتی به مراقبه گروهی در مرکز "برایتون" میروم، میتوانم... شما را میبینم که به حالت چهار زانو جلوی اتاق نشسته اید، و میدانم که شما همیشه آنجا با ما هستید. (بله.) در هر مراقبه گروهی، شما آنجا در جلو نشسته اید. یک نقاشی است، اما میدانم که آن فقط یک نقاشی نیست. (درسته.) من میتوانم شما را هم در آنجا ببینم. (شما کالبد مظهری را میبینید.) و میخواهم از شما تشکر کنم که همیشه آنجا هستید.بیایید امروز سفری معنوی را آغاز کنیم تا زیبایی و نور پنهان روح را کشف کنیم. با اثر خارقالعادهٔ "کاکتوس تیان شان"، نماد شگفتآور استقامت زندگی آغاز کنیم که ما را به هماهنگی دلنشین "لطافت و استحکام" میرساند. این آثار، نیروی حیاتی بیحدومرزی را آشکار میکند که در هر شرایطی شکوفا میشود. قلب سبز و پرنشاطی را در "گل صحرا"، میبینیم که زندگی را پایدار نگه میدارد. سرانجام در "با هم رشد کردن"، مسیرمان را مییابیم و تابآوری و نیروی درونیای را گرامی میداریم که همهٔ ما را متحد میکند.نقاشی "کاکتوس تیان شان" هنگام اقامت استاد در 'آشرام سانتین' در هنگکنگ سال ۱۹۹۳ خلق شد.هر جایی استاد اقامت میکنند، محیط اطراف هماهنگ و آرام میشود، گویی نسیم ملایم بهاری آن را نوازش کرده است. زیر آفتاب طلایی، غنچههای سربهزیر آمادهاند تا رو به نور گشوده شوند و کاکتوسها از گرما به وجد میآیند؛ گویی داستانهای عاشقانه در گوش یکدیگر زمزمه میکنند و راز دلشان را با هم در میان میگذارند.در بسیاری از فرهنگها، کاکتوس نماد استقامت و محافظت است. این گیاه با کمترین منابع، آب حیاتبخش را ذخیره میکند و بدین ترتیب در هر شرایطی به رشد ادامه میدهد. جوامع بومی حتی آن را بهعنوانِ "یاور روح" یا نگهبانی گرامی میدارند که روح را هدایت و از آن محافظت میکند.با حرکتهای سریع قلم پاستل، محیط سخت و زندگی پرنشاط کاکتوس به تصویر درآمدهاند. این اثر، بازتاب نماد معنوی عارفی است که در تنهایی و سکوت سلوک میکند؛ با تحمل شرایط سخت، سرانجام با گلهای کمیاب و گرانبهای خرد شکوفا میشود.نقاشی بعدی با فرم ظریف ارکیده، مضمون عمیق "لطافت و استحکام" را بیشتر میکاود.استاد اعظم چینگ های (وگان) تنها در سی دقیقه این نقاشی از ارکیدههای روییده مقابل محل اقامتشان را تکمیل کردند. جالب اینکه گلبرگهای یکی از ارکیدهها در اصل نیمی سفید و نیمی قرمز بود اما ایشان تصمیم گرفتند همه را کاملاً قرمز بکشند، و توازنی نیرومندتر میان لطافت و استحکام بیافرینند. استاد اعظم چینگ های (وگان) فرمودند هر بار نقاشیای را به پایان میرسانند، هرگز حس نمیکنند خودشان آن را کشیدهاند. زیرا در جوانی نمیتوانستند تصویر انسانی را با جلوهای سهبعدی یا حالتی روشن نقاشی کنند. اما اکنون حتی ارکیدههایی که میکشند، حالات و شخصیتهای متمایزی دارند. نگاه کنید! به نظر این ارکیدهها در گوش هم زمزمه میکنند، گویی رازهایی را با هم در میان میگذارند!در این نقاشی، دو ارکیدهٔ ظریف از شکافهای سنگی سخت جوانه زدهاند. چه کسی میتواند تصور کند چنین موجودات ظریفی بتوانند سختی سنگ را بشکافند و از آن تغذیه کنند؟ در مقایسه با لطافت این شکوفهها، خود سنگ سخت نیز برازنده به نظر میرسد و از آنها محافظت میکند و تکیهگاهشان است. ارکیدهای که از دل سنگ میروید، نیروی حیاتی شگرفی را تجسم میبخشد و به ما الهام میدهد تا ارادهٔ لازم را برای غلبه بر هر دشواری در زندگی بیابیم. این جوهرهٔ "لطافت و استحکام" است.یک نقاشی مشهور ممکن است سبک یا خلاقیت ویژهای داشته باشد، اما ارزش حقیقی در پیامی است که منتقل میکند. باور داریم نقاشی بعدی تأثیری عمیق بر ممارست مان دارد، بهویژه وقتی خود را در زمستان سفر معنوی مییابیم. این اثر ما را از درون نیرومند میکند و فشار را انگیزهای برای تزکیه در دل ناملایمات میکند.این اشتیاق معنوی را میتوانیم در شعری از مجموعهٔ "اشکهای خاموش" اثر استاد اعظم چینگ های (وگان) احساس کنیم:وقتی در صحرای هستی تشنهام، تو در سرای بهشتی شهد مینوشی! کاش راه را میدانستم، تا همان دم آنجا روم و آن را بربایم. ای استاد، باشکوهتر از هر شکوهی! منصفانه نمیدانید که تنها چند قطره بر من فرو بپاشید؟اشتیاق عمیق معنوی در صحرای هستی، در نقاشی خارقالعادهٔ "گل صحرا" جان میگیرد. روحی شریف در همهچیز زیبایی مییابد؛ حتی این شکوفههای ساده هم میتوانند شادی و آرامش به ارمغان آورند.در این اثر کاربرد رنگ چشمگیر است. ترکیب قهوهای تیره و روشن، زرد، آبی و سبز، پرنشاط و پرانرژی جلوه میکند. نقاشیهای استاد صرفاً ظاهر را به تصویر نمیکشند؛ بلکه حقیقتی نهفته را آشکار میکنند. اگرچه این گلبرگها بهسبب رنگِ سرخ زنگاری خشک به نظر میرسد، این تنها یک خطای دید است. در درون سرسبز و پرطراوت است.همانگونه که افراد پرورشیافته در محیط متفاوت، شخصیت و عادتهای متمایزی پیدا میکنند منش ظاهری هم میتواند متفاوت یا حتی فرسوده به نظر برسد. بااینحال روح درونی، یعنی آن سرشت جاودان و زوالناپذیر، همچون گل صحرا زیبا باقی میماند. آنگونه که استاد توصیف میفرمایند:نامش "گلهای صحرا" است؛ بسیار کمیاب هستند. برای دیدنشان باید به صحرا بروید. این نوع گل را همهٔ صحراها ندارند. صحراهای مختلف گلهای متفاوتی دارند. بیشتر صحراها فقط یک نوع گل دارند؛ نوعی گل مایل به آبی است. این گلهای سرخ زنگاری را تنها یک جا دارد؛ زیبا هستند. شبیه گلهای واقعیای هستند که در خانه داریم. این گلها بسیار خشک به نظر میرسند، اما خشک نیستند. رنگشان خشک به نظر میرسد، اما خودشان خشک نیستند. درون این گیاهان هنوز بسیار سبز است؛ وقتی آنها را میچینید، هنوز سبز هستند. برخی گلهای صحرا اینگونهاند. همهٔ گلها وقتی در شرایط متفاوتی قرار میگیرند، رنگ و شکلهای متفاوتی دارند. ما نیز همینگونهایم. همهٔ افراد در موقعیتها و شرایط مختلف، از بیرون و گاهی از درون متفاوت به نظر میرسند. منظورم روح درونی یا آن شخص اصیل و جاودان نیست. منظورم منش فرد است: شخصیت و عادتهایی که در اثر محیط یا پیشینهٔ خود کسب میکند. اما هنوز زیبا هستند، درست مانند گلهای صحرا. هرگاه نقاشی میکنم، فقط برداشت خود از اشیا یا منظره را به تصویر نمیکشم؛ معنایی در پس آن نهفته است. گلهای صحرا مانند موجوداتی هستند که در برخی از آن محیطهای متفاوت قرار دارند، مانند آنهایی که غریب یا کمی نامتعارف به نظر میرسند، شبیه ما نیستند یا شاید شبیه من هستند. اینها به گلهای صحرا شباهت دارند.بینش استاد دربارهٔ زیبایی درونی گل صحرا به ما یادآوری میکند که سرشت جاودانمان همیشه زیباست. درک این جوهر مشترک، ما را به اثر دلگرمکنندهٔ دیگری به نام "با هم رشد کردن" میرساند که در آن، این زیبایی در یگانگی شکوفا میشود.این اثر پساز "لطافت و استحکام" کشیده شد. آن زمان، استاد اعظم چینگ های (وگان) بسیار پرشور بودند و چندین نقاشی پاستل را پیدرپی تکمیل کردند و ضیافتی هنری برای اطرافیان رقم زدند. این تصویر، دستهای گل وحشی را مقابل جایگاه سخنرانی استاد نشان میدهد. گلها در تصویر، رنگهایی هماهنگ و ظریف دارند و آنچنان دلنشین به نظر میرسند که گویی میکوشند مهر عمیق خود را به یکدیگر ابراز کنند. حرکتهای قلمموی استاد اعظم چینگ های (وگان) چنان روان، دلنشین و زیبا بود که رابطهٔ مهربان میان همهٔ موجودات در سراسر آفرینش، بهزیبایی و کاملاً طبیعی به تصویر درآمد.تمام نقاشی بر زمینهای زرد روشن اجرا شده و سطح قهوهای روشن زمین با تکنیک آبرنگ سایهروشن، بهنرمی در آن محو میشود. حرکتهای قلمموی استاد روان، دلنشین و زیبا هستند.به این شیوهٔ کاملاً طبیعی، رابطهٔ مهربان میان همهٔ موجودات آفرینش بهزیبایی به تصویر درآمده است. به نظر میرسد گلها با هم رشد و مراقبه میکنند و از درون و بیرون نیرومندتر میشوند.این بهراستی یک اثر هنری عالی با قدرت بیان بیهمتایی است. این اثر، پیامی جاودانه و آرزویی قلبی از استاد اعظم چینگ های (وگان) منتقل میکند: به ما یادآوری میکند یکدیگر را دوست بداریم و با هم رشد کنیم، زیرا همه یکی هستیم.










