پخش اخبار روزانه – ۸ مارس ۲۰۲۶
اوکراین (یورین) به شرکتهای زیرساخت حیاتی مجوز میدهد یگانهای پدافند هوایی خودشان را تشکیل دهند و سلاحهای تحت کنترل ارتش دریافت کنند و برنامهٔ آزمایشی ۲۰۲۵ را گسترش میدهد تا سایتهای کلیدی انرژی و صنعتی بتوانند در برابر حملات جاری روسیه از خود دفاع کنند، در حالی که کاملاً در فرماندهی یکپارچهٔ پدافند هوایی کشور ادغام میمانند (Kyiv Post)
دریاسالار «برد کوپر»، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا [CENTCOM]، اعلام کرد که عملیات خشم حماسی، یک کارزار نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل که قابلیتهای تهاجمی ایران را هدف قرار میدهد، حملات گستردهای را انجام داده و ارتش ایران را تضعیف کرده است. بیش از ۵۰هزار سرباز، ۲۰۰ جت جنگنده، ۲ ناو هواپیمابر و بمبافکن حملات کوبندهای را انجام دادهاند و نزدیک به ۲۰۰۰ هدف را با بیش از ۲۰۰۰ مهمات هدف قرار دادند و پدافند هوایی، صدها موشک، پهپاد و ۱۷ کشتی از جمله یک زیردریایی نیروی دریایی ایران را نابود کردند. ایران از زمان آغاز درگیری با پرتاب بیش از ۲۵۰۰ موشک و پهپاد تلافی کردهاست (US Central Command)
سنگاپور در حال ایجاد مسیر جدیدی برای ویزای شبکهها و تخصصهای خارجی [ONE] Pass خود در سال ۲۰۲۷ است که استعدادهای برتر فناوری جهانی را هدف قرار میدهد و متقاضیان را ملزم به داشتن حداقل درآمد ماهانه ۲۳۴۰۰ دلار در سال گذشته و تجربه ارشد در شرکتهای بزرگ فناوری میکند. هدف این طرح جذب رهبران هوش مصنوعی و فناوریهای نوظهور برای تقویت نوآوری ملی و ایجاد شغل است (Channel News Asia)
حریم هواییِ خاورمیانه بهصورت مرحلهای بازگشایی میشود، زیرا شرکتهای هواپیماییِ اتحاد و امارات پروازهای محدود را از سر میگیرند تا مسافرانِ در راهمانده را جابهجا کنند، حتی در حالیکه چندین کشورِ همسایه آسمان خود را بسته نگه میدارند (Nation Thailand)
«ترینیداد» و «توباگو» در پاسخ به تداومِ جرمِ خشونتآمیز و تهدیدهای معتبر علیه پلیس، وضعیت اضطراریِ جدیدی اعلام میکند و فقط یک ماه پس از پایان وضعیت اضطراریِ قبلی، دوباره اختیارات گستردهتری به دولت میدهد (AP News)
رئیسجمهورِ کوبا، میگل دیاس-کانل، با فروپاشیِ عرضهٔ نفت، توقفِ محمولههای ونزوئلا و تشدیدِ بحرانهای انرژی و مالی، خواستار اصلاحات فوری و اضطراری در مدل اقتصادی و اجتماعیِ جزیره میشود، زیرا این شرایط دولت را وادار میکند برای خودگردانیِ بیشتر محلی، سازوکارهای جدید سرمایهگذاری و کوچکسازیِ دستگاه دولتی فشار بیاورد (AP News)
دولت نظامیِ میانمار در آستانهٔ تشکیل جلسهٔ پارلمان، هزاران زندانی از جمله بسیاری از بازداشتشدگان سیاسی را عفو میکند (AP News)
محققان دانشگاه واترلو [کانادا] باکتریهای خاک را طوری مهندسی میکنند که تومورها را از درون ببلعند. این میکروبها از یک «مدار ژنتیکی» برای زنده ماندن در لبههای تومور اکسیژندار استفاده میکنند، سپس در قسمت داخلی تومور که اکسیژن ندارد رشد میکنند و نابودی کامل آن را تضمین میکنند. آزمایشهای پیشبالینی بعدی برای این درمان هدفمند سرطان در راه است (Good News Network)
پزشکان هشدار میدهند که تغییرات کوچک ناخن اغلب نشاندهنده بیماریهای پنهان هستند. نوارهای عمودی تیره میتوانند نشاندهنده ملانوم زیر ناخن [سرطان ماتریکس ناخن] باشند، در حالی که ناخنهای برآمده ممکن است مشکلات ریوی یا قلبی را نشان دهند. خطوط افقی بو نشاندهنده استرس شدید یا دیابت هستند و ناخنهای شکننده نشاندهنده اختلال عملکرد تیروئید هستند. ناخنهای رنگپریده با نوارهای صورتی میتوانند هشداری برای نارسایی کبد یا کلیه باشند. کارشناسان خواستار ارزیابی فوری پزشکی برای این سرنخهای قابل مشاهده هستند (24h)
پژوهشِ دانشگاه نیویورک [US] نشان میدهد اضطرابِ پیری، بهویژه دربارهٔ افت سلامت و از دست دادن استقلال، استرس مزمن را برمیانگیزد و پیریِ سلولی را در زنان تسریع میکند. در حالی که ترسهای مربوط ظاهراً اثر زیستیِ کمتری دارد، دانشمندان برای حفاظت از سلامتِ اپیژنتیک، ذهنیت مثبت و رفتارهای سالم را توصیه میکنند (Tuổi Trẻ)
بارانهای شدید در محل معدنکاریِ کلتانِ روبایا در جمهوری دموکراتیک کنگو، یک رانشِ زمینِ فاجعهبار را رقم میزند. ۷ معدنکار جان باختند و چند نفر در میان عملیات نجاتِ ادامهدار همچنان مفقود هستند (VietnamPlus)
تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای شدید، جریان رودخانههای آمازون را بهطور چشمگیر کاهش میدهد و تولید برقآبی را تهدید میکند. کارشناسان هشدار میدهند کمبودهای آبیِ آینده میتواند ظرفیت تولید را طی ۲۰ تا ۳۰ سال آینده ۴۰٪ کاهش دهد و سازگاریِ فوری را میطلبد (Mongabay)
داکا [بنگلادش] در ۴ مارس با شاخص کیفیت هوای «خطرناک» برابر با ۳۱۵ در صدر رتبهبندی جهانی آلودگی قرار گرفت و لاهور [پاکستان] و کلکته [هند] به ترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. پایتخت بنگلادش با خطرهای شدید سلامت روبهرو است، زیرا هوای زمستانی آلایندههای خطرناک را به دام میاندازد (The Business Standard)
برند میان وعده Go Raw مبتنی بر دانه، با توزیع اولیه در Sam’s Club [باشگاه انبار مخصوص اعضا] و طعمهای جدید در فروشگاههای زنجیرهای Whole Foods، حضور خود در آمریکا را گسترش میدهد. این برند ارگانیک برای پاسخگویی به تقاضای رو به افزایش برای میان وعدههای وگان، در سراسر کشور فعالیت میکند (PerishableNews.com)
معبد مین دائو در شهر هوشیمین [آولاک (ویتنام)] طی مراسمی به ساکنان کمبینا هدایا و ۱۰۰۰ وعده غذایی گیاهی به مردم محلی اهدا کرد. این اقدام دلسوزانه، کالا، پول نقد و حمایت غذایی را برای اعضای آسیبپذیر جامعه فراهم میکند (Giác Ngộ)
آکوافابا (آبِ نخود) یک جایگزین قدرتمند برای تخممرغ است که با هم زدن به کفهای براق تبدیل میشود و برای تهیهٔ مرنگ و مایونز وگان کاربرد دارد. این مایعِ بدون کلسترول مانند سفیدهٔ تخممرغ عمل میکند و گزینهای وگان، کمکالری و بسیار کاربردی برای جایگزینی تخممرغ به شمار میآید (VegNews)
گروههای آتشنشانیِ تگزاس [امرکیا] دو نفر را از یک بالنِ هوای گرم که در ارتفاع ۲۷۴ متری به برجِ ارتباطی در لانگویو گیر کرده بودند را نجات میدهند. پس از یک صعودِ جسورانهٔ چندساعته، امدادگران آن دو نفر را برای معاینات احتیاطی بهسلامت پایین آوردند (Euronews)
جیهُو یوشیمیزو، "مادرخواندهٔ پریان" ژاپن، از طریق سازمانِ غیرانتفاعیِ خود ۱۵هزار کارگرِ آولاکی (ویتنامی) در تنگنا را در ژاپن نجات داده است. او در ۱۳ سال گذشته مسکن، کمک حقوقی و حمایتهای اضطراری فراهم کرده و شخصاً برای دفاع از حقوق افراد و بازسازی زندگی آنان دور از وطن مداخله کرده است (VnExpress)
پاراگوئه حالا از همهٔ مدارس ابتدایی و متوسطه میخواهد رفاهِ اشخاص-حیوان را آموزش دهند این برنامهٔ درسی همدلی، پیشگیری از خشونت، مراقبتگریِ مسئولانه و آگاهیِ بومشناختی را ترویج میکند (Asuncion Times)
سخن اندیشمندانهٔ روز: "تمام جهان صحنهای است، و همهٔ مردان و زنان تنها بازیگران آن هستند؛ آنان ورودها و خروجهای خود را دارند؛ و هر انسان در طول زندگیاش نقشهای بسیاری را بازی میکند، و نمایش او شامل هفت مرحلهٔ زندگی است." – ویلیام شکسپیر شاعر و نمایشنامهنویس افسانهایِ انگلیسی (BrainyQuote)
پیشتر، در قسمت ۱ از ۲ تجربهٔ نزدیک به مرگِ کیاران میس، کیاران شرح داد چگونه در پنجسالگی با خودرو برخورد کرد و با آسیبهای ویرانگر به بیمارستان منتقل شد. در حالیکه پزشکان برای نجات جانش میکوشیدند، خود را بیرون از بدنش یافت، و در راهروهای بیمارستان قدم میزد، بیآنکه کسی پیرامونش او را ببیند. با کششی به سوی اتاقی عجیب در انتهای بخش، حضورِ عظیمِ نادیدنی را احساس کرد و ناگهان در سراسر کیهان پرتاب شد، سیارهها، شهرها و مکانهای دوردست را دید، سپس با هوشی باستانی روبهرو شد که ذهنش را از دانشی سهمگین دربارهٔ درهمتنیدگیِ همهچیز لبریز کرد.
پنجساله، وحشتزده و ناتوان از فهمِ آنچه رخ میداد، مادرش را صدا زد- و ناگهان به بدنش بازکشیده شد. در آغاز، کیاران این تجربه را به یک خواب یا توهمِ ناشی از آسیب نسبت داد. اما چند هفته بعد، وقتی به اندازهٔ کافی پایدار شده بود، پرستاری مهربان پیشنهاد داد او را با ویلچر برای گردش در بخش کودکان ببرد. هنگامی که از راهروها میگذشتند، کیاران کمکم همهچیز را شناخت.
با او از راهروی اول پایین رفتم و کمکم فهمیدم آن همان کودکی است که در خواب دیده بودم. وقتی به چارچوبِ در نزدیک شدیم، با همان کودکی که پیشتر دیده بودم مطابقت داشت. همان جراحتها. حتی همان لباسها را هم پوشیده بود. به اتاق بعدی رفتم آن کودکِ دیگر را دیدم. آن پزشکی را دیدم که در این تجربه از کنارم رد شد. و همانجا یادم هست قلبم تند میزد و پرستار سردرگم بود، انگار میگفت: "چرا او از اتفاقی که دارد میافتد میترسد؟" و سرانجام فهمیدم میدانم باید کجا بروم. پس به او گفتم: "خب، از این راهرو برو، به چپ بپیچ، از این راهرو برو، به راست بپیچ" و سرانجام اتاقی را پیدا کردم که در آن با این موجود روبهرو شدم. به سمت این بخشِ امنیتی رفتیم، و من فقط میتوانستم از پشت شیشهٔ این در، جایی که دیگر اجازه نداشتیم جلوتر برویم، کمی نگاه کنم و فهمیدم اتاقی که در آن بودم را از همین پنجره دیدهام. دقیقاً مطابقت داشت. آنجا سردخانهٔ اجساد بود.
این آگاهی عمیقاً آشفتهکننده بود. کیاران چیزی را تجربه کرد که روانشناسان آن را شوکِ هستیشناختی مینامند - این درک که واقعیتی که گمان میکرد میشناسد شاید آنگونه که به نظر میرسید نباشد پرستار که وحشت او را دید، او را از آنجا دور کرد.
در هفتههای بعد، کیاران فهمید متفاوت شده است. یک صبح، وسواسی طاقتفرسا برای خلقِ هنر در او شکل گرفت. تنها چیزی که دوباره میتوانستم حس کنم همان دردِ جسمانی بود. اصلاً قطع نمیشد. همان لحظه که این خانم پیشم آمد تا یک خودکار و کمی کاغذ بدهد و من شروع به نقاشی کردم. حتی نمیدانستم چه میکشم. همین که شروع به کشیدن کردم، فهمیدم درد دارد فروکش میکند. انگار چیزی شبیه به این بود که درد از من خارج میشد، مثل نوعی رها شدنِ درد. و دیوانهوار و دیوانهوار و دیوانهوار نقاشی کردم. و کاغذِ بیشتر و بیشتر و بیشتر خواستم. و انگار از همین تجربه بود که بهطرز باورنکردنی هنرمند شدم. قبلاً اینطور نبودم. فهمیدم مغزم سریعتر از قبل کار میکند. همهٔ این فکرهای جدید را داشتم که قبلاً نداشتم.
پزشکان، مادرِ کیاران را برای این احتمال آماده کرده بودند که او دیگر هرگز راه نرود و شاید آسیبِ مغزی داشته باشد. خوشبختانه هیچکدام رخ نداد. کیاران سرانجام از بیمارستان مرخص شد و دوران کودکی نسبتاً عادیای را آغاز کرد.
دو سال بعد، دوستِ کیاران او را برای نخستینبار به شنا برد، به جایی به نام استخرهای هینکسی در حومهٔ آکسفورد. آنها از میان شبکهای از مسیرها که "ستون فقراتِ شیطان" نام داشت گذشتند. وقتی کیاران از چند پله بالا رفت و به بالا رسید، احساس عجیبی پیدا کرد.
محوطهٔ قطار را دیدم که در این تجربه دیده بودم، در این تجربهٔ نزدیک به مرگ کاملاً مطابقت داشت. وقتی تا انتهای این پل رفتم و پلههایی را دیدم که پایین میرفت، همان دریاچهای آنجا بود که در آن فرود آمده بودم، همان دریاچهای که انگار آدمهای روی پل را ترسانده بودم. همهٔ جزئیات کوچک همان بود. نردههای فلزیِ محوطه همان بود. ترکهایی همانجا بود که میشناختم. آب پهناور بود، آنجا بود، و این دومین تجربهٔ من از شوکِ هستیشناختی بود. چون سالها گذشته بود و من زندگیِ نسبتاً و تقریباً عادیای داشتم. آنوقت بود که دوباره به یاد آوردم بدون بدنم هم زنده ماندم. آگاهیِ من بدون این بدنِ فیزیکی هم زنده ماند.
این تجربه درکِ کیاران از هستی را دگرگون کرد. و تواناییهایی را گشود که پیش از آن نداشت.
در مدرسه به من آموخته بودند که آگاهی انگار در ذهن مینشیند، روح شاید در قلب باشد، و این بدن تمامِ چیزی است که ما هستیم. در طول سالها، با این آگاهی زیستهام که آگاهی اینجا قرار نگرفته است. و دوست دارم اینطور فکر کنم که ما واقعاً همه شبیه رادیوها هستیم. از جایی سیگنال میگیریم و بعد آن سیگنال را به چیزی تبدیل میکنیم، شاید موسیقی، صدا، شخصیت ما، یا هر آنچه که ما را همان کسی میکند که هستیم. و با این پرسش زندگی کردهام. این آگاهی از کجا میآید؟ ما که هستیم؟ واقعاً چه چیزی را به جریان میاندازیم؟ و با وجود این آغازِ بهشدت هولناکِ زندگی، من توانستهام این قابلیت را دنبال کنم— نه فقط در زمینهٔ هنری. به این نتیجه رسیدهام که اکنون یک واسطه (مدیوم) هستم. از همان روز تاکنون اینگونه بودهام. این ادراکِ افزوده را در زندگی داشتهام که در بسیاری موقعیتهای متفاوت، حسِ درونیام انگار دقیقاً همراستا میشود.
با وجود این، پذیرفتهام که من همین هستم. با خودم و با این واقعیت در صلح باشم که هرگز قرار نیست جا بیفتم. اما واقعاً اینجا هستم تا فقط پیامی را به اشتراک بگذارم که ما بسیار بیش از مجموعِ بخشهای لفظیِ خود هستیم و اینکه یک کودک میتواند بر آسیبِ عظیم غلبه کند و با نکات مثبت بازگردد. بهخاطر این توانایی که دارم، این مسیر شغلیِ شگفتانگیز را داشتهام. فکر نمیکنم بدون آن، حالا اینجایی که هستم میبودم. و همچنین، درکِ گستردهترم از زندگی به من این امکان را داده که شاید نگاهی بخشندهتر به دنیا و نگاهی بخشندهتر به اشخاص و دشواریها و محدودیتهایشان داشته باشم. (NDE Journey)