جستجو
فارسی
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
عنوان
رونویس
برنامه بعدی
بیشتر
اخبار روزانه – ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶
آمریکا و بلغارستان همکاری امنیتی خود را تعمیق می‌کنند؛ هم‌زمان وزارت امنیت داخلی آمریکا (DHS) یک دوره پنج‌روزه آموزش مدیریت رخدادهای سایبری را در صوفیه [بلغارستان] به پایان می‌رساند؛ اقدامی که ظرفیت بلغارستان برای مقابله با تهدیدهای سایبری را تقویت می‌کند و همکاری گسترده‌تر نیروهای انتظامی دو کشور را گسترش می‌دهد (Novinite.com)
صندوق توسعه و بازسازی لیبی در مجمع لیبی-یونان در بنغازی [لیبی] با شرکت‌های یونانی ۲۱ یادداشت تفاهم امضا می‌کند؛ اقدامی برای تقویت همکاری دوجانبه و ترسیم پروژه‌های آینده در حمایت از بازسازی و سرمایه‌گذاری (The Libya Observer)
رئیس‌جمهور انتقالی سوریه، احمد الشرع، از آتش‌بس با نیروهای دموکراتیک سوریه خبر می‌دهد و پس از پیشروی نیروهای دولتی به مناطق کلیدی شرق، روند ادغام این نیروی تحت رهبری کردها در ارتش سوریه را آغاز می‌کند؛ با هدف پایان دادن به شکاف‌های داخلی و حرکت به سوی وحدت ملی (Euronews)
بیش از ۱۰ کشور دریافت دعوت‌نامه از آمریکا را برای پیوستن به «شورای صلح غزه» پیشنهادی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تأیید کرده‌اند؛ نهادی جدید و چندلایه که قرار است بر بازسازی و اداره غزه نظارت کند، در حالی که واشینگتن دی‌سی [آمریکا] خود را برای اعلام فهرست کامل اعضا آماده می‌کند؛ فهرستی که بنا بر گزارش‌ها برای حدود ۶۰ کشور ارسال شده است (Báo Người Lao Động)
اتحادیه اروپا [EU] و بازار مشترک جنوبی، بلوک اقتصادی متشکل از آرژانتین، برزیل، پاراگوئه و اروگوئه، «توافق مشارکت اتحادیه اروپا–مرکوسور» و یک «توافق موقت تجاری» را امضا می‌کنند؛ اقدامی که پس از بیش از ۲۵ سال مذاکره یکی از بزرگ‌ترین مناطق تجارت آزاد دنیا را ایجاد می‌کند و مرحله‌ای تازه از همکاری اقتصادی و راهبردی میان دو منطقه را می‌گشاید (Báo Tin tức)
آولاک (ویتنام) و کامبوج توافق می‌کنند با تشکیل یک کارگروه مشترک در اوایل ۲۰۲۶، همکاری در حوزه ارتباطات و تحول دیجیتال را تعمیق کنند (VnEconomy)
یک کارشناس حریم خصوصی به سالمندان هشدار می‌دهد که پنج فناوری روزمره، بی‌سروصدا اطلاعات شخصی آنان را جمع‌آوری و به اشتراک می‌گذارند: تلویزیون‌های هوشمند که عادات تماشا را رصد می‌کنند و ممکن است گفت‌وگوها را ضبط کنند؛ اپلیکیشن‌های گوشی هوشمند که با مجوزهای بیش‌ازحد داده برداشت می‌کنند؛ دوربین‌های امنیتی عمومی که با تشخیص چهره، رفت‌وآمدها را ثبت می‌کنند؛ دستگاه‌های دستیار خانگی که می‌توانند صدای ناخواسته را ضبط و ذخیره کنند؛ و جست‌وجوهای آنلاین که ردیابی، تحلیل و به تبلیغ‌کنندگان یا کلاهبرداران فروخته می‌شوند. این خطرهای نظارتی می‌تواند اطلاعات سلامت، مالی و الگوهای روزمره را افشا کند؛ با این حال این کارشناس تأکید می‌کند سخت‌گیرانه‌تر کردن تنظیمات دستگاه‌ها و استفاده از ابزارهای متمرکز بر حریم خصوصی، به سالمندان امکان می‌دهد کنترل حریم خصوصی دیجیتال خود را بازپس بگیرند (SAGE ADVICE and Wise Senior)
دولت بریتانیا برنامه‌ای ملی به ارزش ۲۰۰ میلیون پوند راه‌اندازی می‌کند که بر اساس آن هر مهدکودک، مدرسه و کالج موظف است همه کارکنان آموزشی را برای حمایت از دانش‌آموزان دارای نیازهای آموزشی ویژه و معلولیت آموزش دهد؛ با هدف ایجاد نظام آموزشی کاملا فراگیر از طریق کلاس‌های جدید، راهنمایی‌های به‌روزشده و گسترش توسعه حرفه‌ای در سراسر نیروی کار (GOV.UK)
روزنامه گاردین، از رسانه‌های بزرگ بریتانیا، در چارچوب کارزار سالانه «Hope» بیش از یک میلیون پوند جمع‌آوری می‌کند؛ پویشی برای حمایت از خیریه‌های محلی، که درآمد امسال آن به موسساتِ Citizens UK، Linking Network، Locality، Hope Unlimited Charitable Trust و Who Is Your Neighbour? اختصاص می‌یابد؛ نهادهایی که برای مقابله با شکاف اجتماعی، نژادپرستی و نفرت، بر تقویت همدلی، پیوند اجتماعی و حمایت عملی در سراسر بریتانیا کار می‌کنند (The Guardian)
نرخ زاد و ولد چین به پایین‌ترین سطح از ۱۹۴۹ می‌رسد؛ در ۲۰۲۵ تنها ۷.۹۲ میلیون نوزاد متولد شده و جمعیت کشور برای چهارمین سال پیاپی کاهش یافته است، در حالی که تحلیلگران هشدار می‌دهند برای مقابله با سالمندی شتابان جامعه، کوچک شدن نیروی کار و کاهش شمار زنان در سن باروری، اصلاحات ساختاری عمیق لازم است، نه صرفا یارانه‌ها (Dân Trí)
مقام‌های امنیتی لیبی بیش از ۲۰۰ مهاجر را از یک محل بازداشت غیرقانونی زیرزمینی که توسط یک قاچاقچی انسان در شهر کوفره [لیبی] در جنوب‌شرق اداره می‌شد آزاد می‌کنند؛ جایی که گفته می‌شود افرادی از سومالی، اریتره و دیگر کشورهای جنوب صحرای آفریقا، از جمله زنان و کودکان، تا دو سال در شرایط غیرانسانی نگهداری شده‌اند (New York Post)
ابوظبی [امارات متحده عربی] به گفته «نومبئو» برای دهمین سال پیاپی امن‌ترین شهر دنیا معرفی می‌شود؛ نومبئو یک پایگاه داده جهانی مبتنی بر مشارکت کاربران است که برداشت‌های مرتبط با امنیت را در هزاران شهر مقایسه می‌کند، و این شهر امتیازهای بسیار بالایی در امنیت روز و شب و سطوح بسیار پایین ادراک جرم ثبت کرده است (The Filipino Times)
دست‌کم ۴۰ نفر جان باخته‌اند و ۱۲ نفر در بخش مراقبت‌های ویژه بستری هستند؛ پس از آن‌که یک قطار تندرو نزدیک آداموس در جنوب اسپانیا از ریل خارج شد و با قطار در حال نزدیک‌شدن برخورد کرد؛ رخدادی که مقام‌ها آن را بدترین فاجعه ریلی کشور از ۲۰۱۳ توصیف می‌کنند و بررسی‌های اولیه بر شکستگی اتصال ریل متمرکز است (Reuters)
این «روتین کامل تمرین انگشت» برای کمک به بی‌حسی انگشتان، خشکی و مفاصلی که کم‌انعطاف‌تر احساس می‌شوند طراحی شده و باید روزی دو تا سه بار انجام شود؛ با امکان مشاهده بهبود پس از یک هفته. هر حرکت را با شمارش هشت انجام دهید: ۱) مالیدن هر دو دست به هم: گرم‌کردن کف دست‌ها با ایجاد اصطکاک. ۲) مالیدن پشت هر دو دست: با جابه‌جایی دست‌ها، سطح را گرم کنید. ۳) ضربه‌زدن به ناحیه کوچک کف دست: کوبیدن کناره انگشت کوچک (برجستگی هیپوتنار) دو دست به هم. ۴) ضربه‌زدن به ناحیه بزرگ کف دست: کوبیدن سمت شست (برجستگی تنار) به هم. ۵) فشار دادن پایه ناحیه کوچک به سمت بالا: اعمال فشار رو به بالا به پایه ناحیه انگشت کوچک. ۶) فشار دادن پایه ناحیه بزرگ به سمت بالا: اعمال فشار رو به بالا به پایه ناحیه شست. ۷) فشار به استخوان کف‌دستی: فشار دادن کف دست به داخل از سمت استخوان کف‌دستیِ شست. ۸) گرفتن در هوا: باز و بسته کردن سریع دست‌ها. ۹) کف‌زدن: کوبیدن کف دو دست به هم. (Holistic Change)
پدرانگی گرم و پاسخ‌گو در دوران نوزادی، پویایی‌های سالم خانواده را تقویت می‌کند؛ که سلامت جسمی بلندمدت کودکان را بهبود می‌بخشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد این پیوندهای مثبت اولیه تا هفت‌سالگی، سلامت بهتر قلب، التهاب کمتر و کنترل بهتر گلوکز را پیش‌بینی می‌کند (Earth.com)
برند «Suzanna's Kitchen» به دلیل خطر لیستریا، ۶,۳۵۰ کیلوگرم مرغ گریل‌شده را در هفت ایالت آمریکا فراخوان می‌کند. مقام‌ها از آشپزخانه‌های تجاری می‌خواهند محموله فراخوان‌شده را فورا دور بریزند تا از بیماری‌های بالقوه جدی پیشگیری شود (Local 12)
تصاویر ماهواره‌ای ناسا نشان می‌دهد کوه یخ افسانه‌ای A-23A در جنوبگان، در آستانه ورود به روزهای پایانی خود و در حال تغییر به رنگ آبی است. این غول رو به کوچک‌شدن، پس از ۴۰ سال سرگردانی، تابستان امسال در آب‌های گرم جنوب اقیانوس اطلس با فروپاشی سریع روبه‌روست (Earth.com)
رئیس‌جمهور گابریل بوریک در پی آتش‌سوزی‌های مرگبار جنگلی در مرکز و جنوب شیلی که دست‌کم ۱۹ نفر را به کام مرگ کشانده، وضعیت فاجعه اعلام می‌کند. گرمای شدید و بادهای تند به ده‌ها کانون حریق دامن زده است؛ دست‌کم ۳۰ هزار هکتار سوخته و بیش از ۵۰ هزار نفر ناچار به تخلیه شده‌اند (Associated Press)
آشوب جهانی اقلیمی اوج می‌گیرد؛ هم‌زمان بلایای شدید در نقاط مختلف رخ می‌دهد. چین و روسیه با کولاک‌های فلج‌کننده و برف رکوردشکن دست‌وپنجه نرم می‌کنند و اوکراین (یورین) با سرمای سخت روبه‌روست. در مقابل، آتش‌سوزی‌های مرگبار در گرمای شدید، شیلی و آرژانتین را در می‌نوردد. استرالیا بارش‌های رکوردشکن و رانش زمین را تجربه می‌کند. این رخدادهای فزاینده از وخامت وضعیت اضطراری اقلیمی دنیا حکایت دارد و در چندین قاره، تلفات انسانی و خسارت گسترده به بار می‌آورد (Báo Tin tức)
برف سنگین استانبول را فلج می‌کند و مقام‌ها برای مدیریت ازدحام شدید ترافیک، تردد کامیون‌ها و پیک‌ها را ممنوع می‌کنند. کولاک و بادهای یخ‌زننده حمل‌ونقل را متوقف کرده و با تشدید توفان خطرناک زمستانی، هشدارهای فوری ایمنی در سراسر ترکیه صادر شده است (Türkiye Today)
مقام‌های رفاه اشخاص- حیوان با اجرای حکم دادگاه در فیش هوک [آفریقای جنوبی]، ۱۲۰ ماهی را که در استخر شنای یک صاحب‌خانه و در آب راکد و آلوده به زباله نگهداری می‌شدند نجات می‌دهند؛ پس از آن‌که هشدارهای مکرر نتوانست به این بی‌توجهی پایان دهد (Cape Argus)
اخترشناسان یک ابرِ اسرارآمیزِ میله ‌مانند از آهنِ به‌شدت یونیزه‌شده را به طولِ ۳٫۷ تریلیون مایل (۵٫۹۵ تریلیون کیلومتر) در سراسر سحابیِ حلقه‌ای شناسایی کرده‌اند (Reuters)
کارشناسان تغذیه ادعاها درباره کاهش آی کیو (ضریب هوشی) با شیر وگان را رد می‌کنند و تیتر اخیر روزنامه دیلی‌میل بریتانیا را گمراه‌کننده می‌دانند. در بریتانیا، شیر لبنی منبع اصلی ید است و گزارش دیلی‌میل به این اشاره می‌کند که چگونه زنان باردارِ دچار کمبود ید، فرزندانی با آی کیو پایین‌تر دارند. دکتر الیس هاچینسون از «Food Facts» می‌گوید مسئله اصلی کمبود ید است، نه مصرف شیر وگان. با وجود نقش حیاتی ید در رشد مغز، پزشکان توضیح می‌دهند شیرهای وگان همچنان ایمن‌اند؛ اگر مصرف‌کنندگان انواع غنی‌شده را انتخاب کنند یا منابع دیگر ید، مثل نمک یددار، را در رژیم غذایی خود بگنجانند (Tuổi Trẻ)
پژوهشگران دانشگاه کمبریج [بریتانیا] دریافته‌اند برجسته کردن پروتئین روی برچسب‌های غذای وگان، میزان انتخاب مصرف‌کنندگان را دو برابر می‌کند. این مطالعه نشان می‌دهد خریداران هنگام انتخاب جایگزین‌های بدون گوشتِ اشخاص- حیوان، تغذیه شخصی را بر پیام‌های یا رفاه اشخاص- حیوان در اولویت قرار می‌دهند (Plant Based News)
هواپیمایی امارات منوی داخل پرواز را بازطراحی می‌کند و از سال ۲۰۲۷ غذاهای وگانِ مبتنی بر مواد کامل را معرفی می‌کند تا انتشار آلاینده‌های هوانوردی را کاهش دهد. با جهش ۶۰ درصدی تقاضای غذای وگان از سال ۲۰۲۴، این شرکت هواپیمایی اکنون سالانه نیم‌میلیون وعده غذای بدون گوشتِ اشخاص- حیوان به مسافران دغدغه‌مند محیط ‌زیست ارائه می‌دهد (Energy Live News)
راننده تحویل بسته، ویلی اسکوییول، "آن ادواردزِ" ۱۰۱ ساله را از یک مجتمع مسکونی در حال آتش‌سوزی در "سانتا آنا" [کالیفرنیا، آمریکا] نجات داد. آقای "اسکوییول" این زن سردرگم را هنگام مسیر کاری خود به مکان امن منتقل کرد و بخاطر اقدام سریع و قهرمانانه‌اش مورد تحسین قرار گرفت (The Guardian)
دانشجوی دامپزشکی، آملیا براون، پس از دیدن یک شخص-سگِ رهاشده در جاده او را از بزرگراه شلوغ فیلادلفیا [آمریکا] نجات داد. این اقدام قهرمانانه در فضای مجازی فراگیر شد و در نهایت خانم براون این دوست سگ ‌ را برای همیشه به سرپرستی گرفت (Newsweek)
فرمانده نظامی کی‌یف، اوکراین [یورین]، تیمور تکاچنکو از مردم می‌خواهد در زمستان سخت به اشخاص-حیوان بی‌خانمان کمک کنند. او توصیه می‌کند برایشان آب گرم فراهم کنند، به آنها غذا بدهند، و اگر ممکن است اجازه دهند وارد اتاقی گرم شوند (Inkorr)
نقل‌قول امیدبخش روز: «رنگ‌ها لبخندهای طبیعت‌اند.» لی هانت، مقاله‌نویس و شاعر بریتانیایی (Brainy Quote)
و در آن مرور زندگ و در آن مرور زندگی، آن‌وقت توانستم ببینم که ما زندگی‌مان را برنامه‌ریزی می‌کنیم و شنیدن این برای خیلی از مردم بسیار سخت است. معلم آمریکایی، آنجلا هریس، می‌گوید در جریان یک آزمایش پزشکی بیهوش شد و تجربه‌ای را توصیف می‌کند که به گفته او شبیه «بازگشت به خانه» بود؛ و او ارتباط مجدد با عزیزان در طول زندگی‌های مختلف و نگاهی اجمالی به آینده فرزندانش - از جمله آینده‌ای که سالها از او مخفی نگه‌داشته بود - را تجربه کرد. آنجلا در سال ۲۰۱۵ معلم و مادری بود که با مشکلات شدید جسمی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. پزشکان انجام «آزمایش میز شیب‌دار» را تجویز کردند؛ آزمایشی که با پایش واکنش بدن به تغییر وضعیت، طوری طراحی شده است که بیمار را بیهوش کند. در دقیقه ۱۸، علائم حیاتی آنجلا به شدت افت کرد و دچار تشنج شد.
از بدنم خارج شدم و چیزی را تجربه کردم که بسیاری از تجربه‌کنندگان نزدیک به مرگ از آن به عنوان دید ۳۶۰ درجه یاد می‌کنند، و بلافاصله داشتم به خودم نگاه می‌کردم. واقعا خودم را نمی‌شناختم. برایم مهم نبود که دارم به خودم نگاه می‌کنم. برایم مهم نبود که به بدنم نگاه می‌کنم. برایم مهم نبود که مرده بودم. تنها چیزی که حس می‌کردم رهایی از دردی بود که در آن بودم. رهایی از دردِ بودن در یک بدن انسانی و عشق. همان عشقی که همه از آن سوی دنیا درباره‌اش حرف می‌زنند. انگار به خودِ واقعی‌ام برگشتم و احساس آرامش داشتم. و در تمام آن زمان، همزمان، متوجه شدم - من در همان فضایی هستم که شوهرم در آن حضور دارد، که در این اتاق کوچک پزشکی با من بود در حالی که من به همه این دستگاه‌ها وصل بودم، علائم حیاتی‌ام را کنترل می‌کرد، شاهد مرگ همسرش بود، و با آن لحظه دست و پنجه نرم می‌کرد. دلم برایش سوخت. تمام دردش را حس کردم، تمام رنجش را، و فقط می‌دانستم چقدر دوستش دارم و ما قرار بوده با هم باشیم. این فراتر از یک پیوند ساده زناشویی بود؛ چون من آن سوی دنیا بودم و دسترسی بسیار بیشتری به اطلاعات درباره خودمان داشتم.
می‌توانستم دکتری را ببینم که داشت به پرستار اشاره می‌کرد، درست است؟ چون همه اینها در یک ثانیه، دو ثانیه رخ می‌داد. و او بلند شد و من احساس کردم که از میان شانه‌ها و سرم بالا آمد، بنابراین می‌توانستم صورتش را ببینم، و سپس توانستم پشت سرش را ببینم وقتی که از کنارم رد شد تا میز شیب‌دار را زمین بگذارد. همه اینها هم‌زمان در حال رخ دادن بود. به عقبِ اتاق، گوشه اتاق، سمت چپ اتاق، نزدیک سقف می‌رفتم و داشتم همه اینها را تماشا می‌کردم. و بالای سرم فضایی را حس می‌کنم که برایم جدید و متفاوت بود. به آن نگاه کردم. و آن، خلأیی سیاه و مخملی بود.
آنجلا به تاریکی فرو رفت؛ تاریکی‌ای که به‌طرزی عجیب آرامش‌بخش بود: نرم، صلح‌آمیز و منتظر. بیشتر شبیه زمانی بود که تصاویری خیالی از یک تونل می‌بینید و می‌شد انحنای ملایمی را در آن دید. هیچ لبه‌ای نداشت. من آنها را به عنوان لبه توصیف نمی‌کنم، اما مانند لطافتی تابان که سیاهی مطلق نبود. بلکه خاکستری تیره‌تر بود، و برای من حس مخملی داشت، به طوری که اگر آن را لمس می‌کردم، نرم و آرامش‌بخش می‌بود. و در کنار من یک زن بود، گویی که با هم حرکت می‌کنیم، مثل اینکه با هم راه می‌رفتیم. اسم این بانو "ملانی" بود. و نکته بسیار جالب برایم این که ما داشتیم گفت‌وگویی را ادامه می‌دادیم. یعنی من تازه بدنم را روی زمین ترک کرده بودم. هیچ چیز درباره ملانی نمی‌دانستم. اگر پیش از شروع این تجربه، از من درباره ملانی سوال می‌پرسیدید، هیچ تصوری نداشتم که دارید از چه حرف می‌زنید. هیچ تص می‌زنید وری نداشتم از چه حرف می‌زنید. اما حالا این طرف، کنار ملانی بودم و او فوق‌العاده بود. داشتیم گفت‌وگو را ادامه می‌دهیم. انگار تمام عمرت بهترین دوستت را می‌شناسی و با او وقت می‌گذرانی و گپ می‌زنی. چشم‌هایی قهوه‌ای مایل به شاه‌ بلوطی داشت؛ به معنای واقعی کلمه زیبا بود. و ردای کرم‌رنگی را پوشیده بود که خیلی‌ها درباره‌اش صحبت می‌کنند. کتابی را در بغل گرفته بود. هرگز عنوانی روی کتاب ندیدم. او هیچ‌وقت کتاب را باز نکرد. من هم نتوانستم ببینم داخلش چیست، اما حس بسیار قوی‌ای داشتم که این، کتاب زندگی من بود.
آنها به سوی نقطه‌ای سوزنی از نور حرکت کردند که به‌سرعت بزرگ می‌شد. آنجلا وارد فضایی سفید و ابرگون شد؛ جایی که روح‌های بی‌شمار منتظر بودند، یک مهمانی شاد و خوشامدگویی. در جلوی این جمع که تا دوردست امتداد داشت، آن‌هایی که عقب‌تر بودند را به شکل سایه می‌دیدم. اگر به یک سایه نگاه می‌کردم، می‌دانستم چه کسی است. آنها را به یاد می‌آوردم. اما آدم‌های زیادی از این زندگی و از زندگی‌های دیگر، از زندگی‌های گذشته هم. و کسانی که در جلو بودند، کسانی بودند که از این زندگی می‌شناختم. خانواده روحی من که آنجا بودند شامل پدربزرگ و مادربزرگم، عمه‌ها و عموهایم می‌شد. و دوستانی که در طول زندگی با آن‌ها آشنا شدم و وقتی به آنها سلام می‌کردم، می‌توانستم در آغوششان بگیرم. و حسِ آغوش بود. واقعی بود. آنها را در آغوشم نگه می‌داشتم. و زیباترین بخشش این بود که وقتی در آغوششان می‌گرفتم، همه چیز را از هر دو منظر به یاد می‌آوردم.
آنجلا پدربزرگ و مادربزرگش و یک دوست را که از دنیا رفته بود در آغوش گرفت و خاطرات مشترکشان را از هر دو زاویه تجربه کرد؛ لحظاتی از شفای عمیق و درک متقابل. و بعد، در همان زمان، داشتم متوجه می‌شدم: خب، انگار داشتم به این «خانه» بازمی‌گشتم که یعنی مرده‌ام. و تمام این مدت، دارم به خانواده‌ام فکر می‌کنم. دارم به خانواده‌ام نگاه می‌کنم. و وقتی این کار را می‌کنم، انگار در آن سفیدی دریچه‌ای باز می‌شود و می‌توانستم شوهرم را در اتاق بیمارستان ببینم می‌توانستم فرزندانم را ببینم و این‌که کجا هستند. و اتفاق بسیار جالبی می‌افتاد وقتی به فرزندانم نگاه می‌کردم. انگار سوسو می‌زنند. مثل وقتی که یک کلید چراغ را خاموش و روشن می‌کنید، خاموش و روشن، خاموش و روشن، خاموش و روشن، با تقریبا همان سرعت. آنها را همان‌طور که در آن لحظه روی زمین بودند می‌دیدم، اما بعد سوسو می‌زدند؛ یعنی وقتی چراغ خاموش می‌شد، اگر بخواهم بگویم، آنها را به شکل بزرگسال در آینده می‌دیدم. دخترم خیلی کوچک بود. خدای من، کلاس اول بود. او را به شکل زنی بزرگسال و زیبا دیدم که روپوش سفید آزمایشگاهی پوشیده بود. دختر دیگرم را که آن زمان کلاس چهارم بود، در آینده‌اش به شکل یک مرد دیدم. و این اتفاق افتاده است. پس دخترم لی‌لی که آن زمان بود، حالا در بزرگسالی آدام است و تغییر جنسیت داده است. و من تمام این مدت این را برای خودم نگه داشتم. تا وقتی به آن مرحله رسیدند که خودشان تصمیم‌ها را گرفته بودند، هیچ‌وقت چیزی به هیچ‌کدامشان نگفتم که همان شود که من دیده بودم.
آنجلا سپس یک مرور زندگی را تجربه کرد که در آن با حقیقت‌های دردناک، از جمله آزار در کودکی، روبه‌رو شد و گفت به این باور رسیده که روح‌ها حتی تجربه‌های دشوار را هم برای رشد برنامه‌ریزی می‌کنند. من دوران کودکی خوبی داشتم. پدر و مادرم، در بیشتر موارد، والدین خوبی بودند؛ اما پدرم آزارگر بود. و در آن مرور زندگی، آن‌وقت توانستم ببینم که ما زندگی‌مان را برنامه‌ریزی می‌کنیم و شنیدن این برای خیلی از مردم بسیار سخت است. ما آن را برنامه‌ریزی کرده بودیم. ما برنامه‌ریزی می‌کنیم که چیزی را بازی کنیم که می‌شود آن را خیر و شر توصیف کرد. پس او برای یادگیری چیزهایی به زمین آمد. روح او به آنجا رفت چون می‌خواست چیزهایی را تجربه کند که روحش را قوی‌تر کند و در نتیجه همه ما را قوی‌تر کند، چون همه ما یکی هستیم. پس من آنجا، در مرور زندگی بودم و تنها کسی که تو را قضاوت می‌کند، تنها موجودی که آن سوی دنیا تو را قضاوت می‌کند، خودِ تویی. هر موجود دیگری در اطرافم، هر روح دیگری، هر شخص دیگری بسیار مهربان و دلسوز است و مرا در آغوش می‌گیرد و به خاطر گذر از این چیزها تشویقم می‌کند، اما من هنوز هم خودم را به خاطر این انتخاب‌هایی که کردم سرزنش می‌کنم زیرا هنوز تا حدودی با بدن انسانی‌ام در ارتباط هستم.
همان‌طور که آنجلا در مرور زندگی از خود پرسش می‌کرد، تجربه ناگهان تغییر مسیر داد. در همان زمان دقیق، ملانی، کاملا تله‌پاتیک، داشت فکر می‌کرد: «صبر کن، نه، تو آدم بسیار خوبی هستی و ما دوستت داریم و از تو حمایت می‌کنیم.» و درست در همان لحظه، مادرشوهرم که به دلیل سرطان ریه فوت کرده بود، گفت: «او باید برود از بچه‌ها مراقبت کند»، و من روی میز شیب‌دار در اتاق بیمارستان به هوش آمدم. وقتی در بدنم بیدار شدم، نمی‌خواستم بیدار باشم. می‌خواستم برگردم، چون آنجا خیلی زیبا و صلح‌آمیز بود. و فقط چشم‌هایم را تا جایی که می‌توانستم محکم بستم و فکر کردم اگر چشم‌هایم را واقعا محکم بسته نگه دارم، شاید بتوانم برگردم؛ که این اتفاق نیفتاد.
آنجلا برگشت؛ و برای همیشه تغییر کرده بود و زندگی روی زمین را از دریچه ابدیت می‌دید. این دنیا را برایم زیر و رو کرد. دوباره روی پاهایم گذاشت و من آدم دیگری هستم. انتخاب‌های دیگری می‌کنم. خیلی مهربان‌تر، خیلی عاشق‌تر، خیلی آرام‌تر از قبل. و حالا چیزها را از دریچه آن سوی دنیا می‌بینم. پس موسیقی برایم متفاوت است. وقتی بیرون قدم می‌زنم، فقط پیاده‌روی نیست. در شگفتم. واقعا هر بار، شگفتیِ محض. به آسمان نگاه کن. به درخت‌ها نگاه کن. خدای من. به این سنجاب راه‌راه نگاه کن. این چیزها وارد وجودت می‌شود و روحت را تازه می‌کند. تو را تازه می‌کند و به تو یادآوری می‌کند که واقعا چه کسی هستی؛ و آن یک «شخص» نیست. یک روح است. تو روحی هستی که هدایت بدن و کالبد انسانی را بر عهده داری. از این آگاهی استفاده کن و پیش برو و عشق بورز. (Beyond the Veil)
مشاهده تاریخ‌های بیشتر
3 / 58
به این صفحه بروید
اپلیکیشن
«کد پاسخ سریع» را اسکن کنید یا برای دانلود، سیستم تلفن را به درستی انتخاب کنید
آیفون
اندروید
Prompt
OK
دانلود
به اشتراک گذاری
به اشتراک گذاشتن در
جاسازی
شروع در